آنگاه هدایت شدم

اخطار: این نوشته ممکن است اعتقادات (یا عدم اعتقادات) شما را هدف بگیرد. اگر احساس خطر می‌کنید، رهایش کنید و ادامه ندهید.

کاملاً مطمئنم که هیچ‌کس، حتی آن‌ها که از هدف گرفته شدن اعتقاداتشان (یا عدم اعتقاداتشان) می‌ترسند هم، با دیدن جمله‌ی بالا از خواندن منصرف نشده و ادامه می‌دهند.

چه بهتر!

دیگر عزاداری نرفتم
چه شد که دیگر به عزاداری نرفتم

خانه‌ی ما حوالی میدان امام حسین تهران بود و دهه‌ی اول محرم به هیئتی می‌رفتیم نزدیک چهارراه آبسردار که می‌گفتند بچه‌های گردان عمار بانی و گرداننده‌اش هستند. خیر سرمان با وسواس زیاد گشته بودیم و جایی را پیدا کرده بودیم که چرند و پرند نگویند و روضه‌های سخیف نخوانند و مدایح سیاسی و بیانیه‌های علیه دوم خرداد ندهند و صدایشان مزاحم همسایه‌ها نباشد و دسته‌ی خیابانی راه نیاندازند. از همه بهتر آن که سخرانش هم معمم نبود.

گاهی با این دایی می‌رفتیم و گاهی با آن دایی و گاهی هر سه با هم.

القصه، ظهر روز تاسوعا بود و محفل در مکان دیگری غیر از محل دائمی هیئت که مخصوص عصرها بود برگزار شده بود. در آن همهمه‌ی سینه‌زنی و شور حسینی و سروصدا و تاریکی و پاسکال، صدای دایی جان را در گوشم شنیدم که می‌گفت:

«طاها دقت کن! اینها که سرشان را به دیوار می‌کوبند، همیشه به آن دیوار می‌کوبند!»

حواسم را جمع کردم و دقت کردم. راست می‌گفت. از این سوی اتاق نعره‌زنان خودشان را به آن سو می‌رساندند و همان‌‌جا سرشان را به دیوار می‌کوبیدند و صدایش هم بلند می‌شد.

از دقت بیشتر چیزی نصیبمان نشد جز این اطمینان که قضیه تصادفی نیست. گذشت و گذشت و جو آرام گرفت و همه نشستیم و وقت ناهار شد و کتیبه‌ها را بالا زدند تا بساط پذیرایی از عزاداران را فراهم کنند که ملتفت شدیم آنجا که سرشان را می‌کوبیدند، دری چوبی بود و کوبیدن سر به آن، هم دردی کمتر داشت و هم صدایی بیشتر.

ناگهان فهمیدم چرا پدر، با وجود تمام اعتقادات مذهبی که هنوز هم دلبسته‌ی آنهاست، پایش را در هیچ محفل عزاداری‌ای نمی‌گذارد.

و دیگر هرگز پایم را در هیچ محفل عزاداری‌ای نگذاشتم.

تذکره: عکس بالای صفحه را از اینجا برداشتم: سایت عکاسی

 

15 دیدگاه

  1. مراسم عزاداری رو الان میشه “کارناوال” نامید که شکل عزاداری دارد : یعنی کارناوال مذهبی و یا به نام صاحب عزاء ، “کارناوال حسینی”.

  2. سلام طاهای عزیز ..
    من به اعتقادات همه احترام میگذارم چون جنبه ی شخصی دارد اما در وبلاگ ها و سایت ها چون ممکن است مورد مطالعه ی عموم قرار بگیرد ، بهتر است مطرح نشود ..
    قصد نداشتم دخالت کنم راستش دوست ندارم باز بخاطر این حرف ها، این وبلاگ رو تعطیل کنند یا خدای ناکرده برای دوست خوبمون طاها مشکل پیش بیاید ..
    حقیقتش دوس دارم همیشه این وبلاگ برقرار باشد تا من که قراره تازه استخدام بشم توی کشتیرانی ، بتونم از این سایت و تجربیات شما استفاده کنم ..

  3. ان شالله ..
    من دوره هامو رفتم حدود ۳۰ روز طول کشید . راستی طاها ، جدیدا باید مدرک “آگاهی و امنیت ” رو هم داشته باشند دریانوردان .
    که اونم برامون دوره گذاشتند .
    بگذریم … حالا که همه چی اوکی شده ، کشتیرانی یکهو بهمون گفت که خودمون تماس میگیریم تا مدارکتون رو برای تشکیل پرونده نهایی بیارین .
    گفتم تا کی طول میکشه ؟ گفت شاید تا سال آینده !!
    خیر سرمون توافق هسته ای کردیم …

  4. سلام طاها خان
    الله اکبر! بلاخره ما اومدیم دیدیم آپدیت شده اینجا 🙂
    آقا من هیچوقت دقیق درک نکردم برای یه عده ای مثل من یا ما مشکل این نوع عزاداری چیه؛ ما از اینکه طرف با مغز میره توی چوب یا دیوار، بخاطر ریا بودنش بدمون میاد؟ حالا اگه سرشو بکوبه به دیوار واقعی و مام طرفو نشناسیم و نشه به پای ریا گذاشت چطور؟ بخاطر اینکه شاید به نظرمون حرکتی افراطی یا ناهنجاره بدمون میاد؟ اگه شیعه هستیم که بخش عمده ای از فقها و روایات و احادیث و … لطمه زدن به بدن رو برای عزای این امام جایز یا حتی مستحب دونسته ان، فقهامون که اکثرا میگن هر عملی در عزاداری این امام تفریطه و اصلا افراط نداریم اینجا؛ پس چرا باید به نظر افراط و ناهنجار بیاد؟ یعنی پایه های دینیمون ضعیفه؟
    بخاطر اینکه شاید جلوه ی زشتی از اسلام به غیر مسلمون نشون میده بدمون میاد؟ خب اگه اسلاممون حقه که نباید نگران سو تبلیغ و زشت بودن آداب و رسومش باشیم، اگه حق نیست هم که برای چی اینطوری عزاداری کنیم اصلا؟ از این رو، از این نوع خشونت هم نباید بدمون بیاد که. فکر کنم ما از سر و صدا و بوی عرق و پشمای سینه ی مومنین و اینا بدمون میاد اونم از روی بی سلیقه گیه ماست احتمالا :))

    1. موضوع (لااقل برای من) اینه که در این جور فضاها باید یک حس معنوی به آدم دست بده که با دیدن چنین صحنه‌ای از آدمایی که خیلی با وسواس انتخابشون کردی، باعث می‌شه دیگه هرگز اون حس دست نده و کانکشن برقرار نشه. قضیه بسیار شخصی و درونی است و اصلا به موقعیت جهانی دین و این حرفا کاری نداره.
      گذشته از این حرف‌ها، از همراهیت بسیار سپاسگزارم مجید عزیز 🙂

  5. چه خوب شده اینجا از نظر بصری طاهاخان. ولی چه فایده میاییم میبینیم مطلب جدید نذاشتی آخه. اون ”با افتخار نیرو گرفته از …“ کار کیه؟ :))

  6. اگه یه مراسم مذهبی چنین نمودی داشته باشه دلیل نمیشه ک همیشه و همه ی مراسم ها اینطوری باشن
    حداقلش روستایی که به شخصه خود ما هر سال میریم هیچ وقت از این مراسم های خوارج گونه برگزار نشده و دسته روی و سینه زنی به شکلی کاملا درست و مدرن برگزار میشه!
    اگر هم چنین مراسم های در اطراف من به شخصه هست مربوط به محله ها و شهرها ییه ک مردمش فرهنگ پایینی دارن و افراد خلاف کار اونجا زیاد باشن
    این حرفتون به نظرم اشتباهه گ به خاطر چند نفر ادم زبون نفهم عذاداری ای رو ترک کنیم و توش شرکت نکنیم
    به نظرم اگه فردی مفهوم و منظور واقعی از عذاداری رو از اعماق وحود درک کنه و بهش ایمان بیاره هیچ وقت دم از شکرت نکردن نمیزنه

    1. در اصل حق با شماست و من هم قبول دارم. ولی برای دوست دیگری هم توضیح دادم. در این محافل باید احساسی معنوی به انسان دست بدهد که با دیدن چنین ریاکاری‌ای، از گروهی که با دقت و وسواس انتخابش کرده‌ای، مانع می‌شود. لااقل در مورد من چنین بود

  7. ای بابا….
    آدم عاقل اگه چاقو بدن دستش خودشو میزنه؟ قطعا نه
    اگه خدا به آدم عقل داده که هرنوع ضربه و آسیب به بدن نادرست هست (اعم از سر کوبیدن، سینه زدن، زنجیر زدن، قمه زدن و …).
    هیچ کس کاری به این نداره که امام حسین چرا کشته شد! دلیلش چی بود! فقط توی سر خودمون میزنیم که امام حسین رو کشتن! بله ماهم میدونیم کشتن ماهم می دونیم آدم خیلی خوبی بود! و قطعا می دونیم که به ناحق و با ظلم در حقش کشته شد، اما بهتره بفهمیم امام حسین در برابر چی وایساد که کشتنش! که اگر به این درک و فهم برسیم دیگه خود زنی نمی کنیم که امام حسین رو کشتن (تازه معتقد هستیم الان توی بهشت هست و بهترین درجه ها و مقام هارو داره یعنی به عبارتی ناراحتیم که چرا امام حسین از یه جای بد که مورد ظلم و ستم قرار گرفته بود به یه جای خوب رسیده) بلکه جلوی ظلم و ستم رو میگیریم! بلکه کمک می کنیم که همسایمون شب سر گرسته نزاره زمین، کمک می کنیم که فقرا و نیازمندان زندگی بهتری داشته باشن، کمک می کنیم که هرجا حق کسی رو پایمال کردن جلوش رو بگیرم…! البته در عمل نه حرف!

    قصد جسارت به شخصی رو نداشتم و نظر شخصیم رو گفتم
    مرسی طاها جان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.