خبر نمی‌خوانم، خبر نخوانید

این نوشته را نخستین بار همین امروز، در وبلاگِ ویرگولم منتشر کردم (+)

در این چند ماه که خودم را از اخبار دور نگه داشته‌ام، زندگی بهتری دارم، پوستم صاف‌تر شده، اخلاقم بهتر شده، و خارش کف پای راستم هم تا حد زیادی خوب شده است.

حتی در این مدت سیگار هم نکشیدم (که البته قبلاً هم نمی‌کشیدم، ولی احتمالاً به پی‌گیری اخبار مربوط‌تر باشد).

خبر نمی‌خوانم، خبر نخوانید

از یک طرف خبرهای ایران و جهان، همه در ذات خود خبرهای بدی هستند. نه‌تنها بوی بهبود ز اوضاع جهان به مشام نمی‌رسد، بلکه بوهایی با مضامینی به‌کلی برعکس بیداد می‌کنند.

از طرف دیگر، نان خبرگزاری‌ها هم عموماً از پر و بال دادن به خبرهای جنگ و تهدید به جنگ، انفجار و تهدید به انفجار، تخریب و تهدید به تخریب، فشار و عمل به فشار، و هزار موضوع ناجور و ناراحت‌کنندهٔ دیگر درمی‌آید که حالا این دومی می‌تواند به جبر نظام عرضه و تقاضا باشد یا هر چیز دیگری که نمی‌دانم و حوصلهٔ فکر کردن به آن را هم ندارم.

حالا اشاره به دروغ‌های رسانه‌ای که از هر چهار گوشهٔ جهان سرازیرند و برخی حرفه‌ای و خوش‌ساخت هستند و برخی آبکی و صداوسیماطور، نمی‌کنم.

خبر نمی‌خوانم، خبر نخوانید
این بزرگواران، و همکارانشان در سراسر جهان، هیچ وقت چیز خوبی برای گفتن در آن چهارچوب لعنتی خبر فلان‌گاهی را نداشته و نخواهند داشت.

راه حل عمومی این است که وقتی کاری از دستمان برنمی‌آید، حرص بخوریم و ملامت کشیم و خوش باشیم.

من راه حل بهتری پیدا کردم و اخبار را نمی‌خوانم و نمی‌بینم. حتی وقتی جنجالی در جریان است، در شبکه‌های اجتماعی نیز (مخصوصاً توییتر) آفتابی نمی‌شوم.

در عوض، هر روز، حداکثر پانزده دقیقه به مرور اخبار می‌پردازم و آن هم نه در اوایل صبح که تکاپوی روزانه‌ام را آغاز می‌کنم و نه در اواخر شب که برای آرامش شبانه آماده می‌شوم. بهترین زمانی که یافته‌ام، ساعتی‌ست که قصد ترک محیط کار و عزیمت به منزل را دارم که فضای خانه حال خراب حاصل را تا حد امکان بشوید و ببرد.

این رویکرد آن قدر برایم سازنده و خوب بوده که به دیگران هم (حتی شما دوست عزیز) توصیه می‌کنم اگر شغلتان و کارتان مستقیماً به دنیای خبر مربوط نیست، از پی‌گیری رویدادها بپرهیزید و فقط آن دسته مطالبی را دنبال کنید که قرار است مستقیماً (حضرت دو بار از این کلمه استفاده کردند) ملاک تصمیم‌گیری‌هایتان قرار گیرند.

پخش مستقیم کنفرانس خبری رؤسای جمهور اینجا و آنجا، گرهی از مشکلات ما نمی‌گشاید. بعداً می‌توانیم عصارهٔ آنچه به سرمان می‌آید را در یک تیتر ده کلمه‌ای بخوانیم و بدانیم. مشروح مذاکرات پارلمان آنجا و اینجا هیچ فایده‌ای ندارد و خلاصه‌اش هم همان اندازه کافی‌ست که بدانیم چه بلایی سرمان خواهد آمد.

خبر نمی‌خوانم، خبر نخوانید
هیچ فرقی ندارد که در این عکس چه نوشته و این آقا چه می‌گوید. به هر حال به زیان ماست و کاری هم از دستمان ساخته نیست.

به جای این چرندیات که با آب و تاب فراوان در گوش‌هایمان و مغزهایمان و جان‌هایمان و جان‌های جان‌هایمان و جان‌های جان‌های جان‌هایمان فرو می‌روند، می‌توانیم به کارمان برسیم، می‌توانیم با خانواده‌مان وقت بگذارنیم، می‌توانیم ورزش کنیم، فیلم ببینیم، بازی کنیم،‌ استراحت کنیم و دراز بکشیم،‌ می‌توانیم حتی هیچ کاری نکنیم و ول باشیم و وقت تلف کنیم.

پی‌گیری مداوم اخبار، بدترین بلایی است که می‌توانیم سر خودمان بیاوریم. کردم اشارتی و مکرر نمی‌کنم.

 

 

2 دیدگاه

    1. من که دنبال نمی‌کنم، چون علاقه‌ای ندارم. ولی اصلی کلی هست که می‌گه زمانی که صرف لذت بردن می‌شه، وقت تلف‌شده حساب نمی‌شه اونا اصل زندگی هستن. اگر از اخبار ورزشی لذت می‌برید، به فتوای من با خیال راحت حالشو ببرید 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.