این مهم‌ترین باگ خلقت

عبارت «یکی از باگ‌های خلقت این است که…» را بارها در شبکه‌های اجتماعی دیده‌ایم که در قالب یک شوخی دست‌به‌دست می‌گردد و بارها و بارها بازنگاری می‌شود و اغلب هم شنیدنش خالی از لطف نیست.

به زعم من، در پس این شوخی ساده، آتش یکی از دیرینه‌ترین دغدغه‌های بشری زبانه می‌کشد.

حقیقت آن است که در جهانی زندگی می‌کنیم سرشار از ظلم و جنگ و بیماری و فقر و مرگ. زندگی بشر در این دنیا، عجین شده است با درد و رنج. حتّی اگر جهان دست از نبرد و چپاول و خون‌ریزی بردارد و «صلح یکپارچه» را (آن‌گونه که ملکه‌های زیبایی روی صحنه آرزو می‌کنند) در دنیا محقق سازد و رؤیای توزیع عادلانه‌ی ثروت را عملی سازد، باز هم بیماری‌ها در کنار ما می‌مانند. فن طبابت و علم پزشکی نیز هر اندازه پیشرفت کند، از پیری و مرگ که گریزی نیست.

این واقعیت که عوام مردم با این روال عمومی خو گرفته‌اند و خواصشان نیز آن را از مقوله‌ی «همین است که هست» می‌دانند، باعث نشده تا از دیرباز تا امروز این پرسش را بر متولیان دین مطرح نکنند که خداوند قادر مطلق که خیر بندگان خود را می‌خواسته، اساساً چرا این‌گونه خلق کرده و جهان را ساخته و پرداخته است؟

ساده‌تر بگویم: «نمی‌شد طوری می‌شد که این‌طور نمی‌شد»؟

این مهم‌ترین باگ خلقت
این مهم‌ترین باگ خلقت

کار متکلمان و روحانیان هر دین، پاسخ به این‌قبیل شبهات است و در برابر این پرسش هم برهان‌های زیادی در ادیان مختلف ارائه شده که موارد زیر را به خاطر می‌آورم.

برهان تعدد خدایان

این جهان حاصل خلقت نه یک خدای واحد، بلکه خدایان متعدد است و تقابل افکار مسبب بی‌نظمی‌ها و آشفتگی‌هایی‌ست که می‌بینیم.

برهان ثنویت

آن‌چه خوب است را خدای نیکی‌ها آفریده و آن‌چه بد است، مخلوق خالق بدی‌هاست که این کار را به عمد و از روی سوءنیت انجام داده.

برهان گناه اولیه (هبوط)

دست‌اندازی به درخت ممنوعه و خوردن میوه‌ای که خالق از آن نهی کرده بود، مسبب تبعید آدم و همسرش به زمین، و عذاب دائمی فرزندان آنان شد و این گناه، تنها به واسطه‌ی رنج و مرگ است که زدوده می‌شود.

برهان سایه

پلیدی‌ها و ناراستی‌های این دنیا نه مخلوق خالق، بلکه ثمره‌ی طبیعی این جهان هستند، همچنان که ماهیتی با عنوان سایه وجود ندارد و تنها در برابر نور است که معنا می‌یابد.

برهان آزمون

این جهان مصاف سنجش و آزمایش بندگان است و با پایان آن، که در مقایسه با کل جهان زمان اندکی بیش نیست، همه‌چیز خوب و درست خواهد شد.

برهان یکنواختی

ماهیت خلقت انسان در مبارزه معنا می‌یابد و مبارزه بدون احتمال باخت بی‌معناست و بنابراین زندگی بدون درد و رنج زندگی یکنواختی می‌بود.

و ده‌ها برهان دیگر…

صدها و هزاران سال است که این برهان‌ها مطرح می‌شوند و پرسش اولیه امّا همچنان به قوت خود باقی است. این قصه سر دراز دارد و هرگز تمامی نخواهد داشت. هم این‌سویی‌ها تا ابد حرف‌هایی برای گفتن دارند و هم آن‌سویی‌ها.

شما هم برهانی به خاطرتان می‌آید که بر این فهرست اضافه کنید؟

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر قلم پاک خطاپوشش باد

 

1 دیدگاه

  1. سلام بر شما

    همان‌طور که به درستی اشاره کردی، برهان زیاد است و من هم دست کم با دانش اندک خودم سیاهه‌ای از براهین را می‌توانم به موارد فوق الذکر اضافه کنم؛ اما نکته‌ی باریک در این است که وفق پیامی که ذیل پست دیگری در همین وبلاگ گذاشتم، اساساً مشکل و شبهه از جایی آغاز می‌شود که آن را طرح می‌کند؛ به بیان دیگر، گیر در شاقول سنجش است که صاف نیست، همان چیزی که بشر آن را عقل تعریف می‌کند؛ من و افرادی چون من که تعاریف متعارف از عقل را قبول ندارند و به تبع آن عقل رایج که جهان را با قوانین معوج فیزیک و شیمی و طب و… برساخته‌ی ذهن خود می‌سنجد را جهت نقد قوانین طبیعت به کار نمی‌بندند به طور کلی با این شبهه مواجه نمی‌شوند که بخواهند پاسخی برای آن بیابند.
    مشکل در عقلانیت است نه معقولات!
    پایدار باشی
    گزنه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.