وقت‌شناس باش تا کام‌روا باشی

خاله‌ای دارم و مثل خیلی از کسانی که خاله دارند، دخترخاله‌ای هم دارم. پارمیدا امروز وارد دومین سال زندگی‌اش شد و ساعاتی پس از نیمه‌شب، حکایتی عبرت‌آموز را تجربه کرد.

ماجرایی کوتاه است:

هواپیمایی ماهان، پروازی داشت از شیراز به تهران، در سایت ده شب. این پرواز اوّل اندکی تأخیر کرد و بعد تأخیر طولانی شد و نهایتاً از مسافران خواستند که بلیت‌های دیگری بخرند و با پرواز بعدی در ساعت یک بامداد سفر کنند و بلیت‌های قبلی را هم بعداً می‌توانند به صورت تمام‌قیمت پس بدهند.

تا این‌جای کار مشکلی نبود.

با در نظر گرفتن این که بلیت فقط به صورت یک سوم قیمت برای کودکان زیر دو سال، و تمام‌قیمت برای بقیه‌ی انسان‌ها عرضه می‌شود، و در نظر گرفتن این نکته که در لحظه‌ی پرواز مقرر هنوز پارمیدا زیر دو سال قرار داشت، پدر و مادرش هم برای او بلیتی با یک‌سوم بها خریداری کرده بودند. پدر و مادر خوش‌خیال پارمیدا، باز هم برای خرید مجدد، بلیت یک‌سوم بها خریدند.

ساعت یک بامداد که از دروازه (=گیت) عبور می‌کردند، مسؤول مربوطه با اعتماد به نفس به ساعت دیواری نگاهی کرد و گفت که یک ساعت از دو سالگی پارمیدا گذشته و باید بلیت تمام‌بها تهیه کند!!!

باقی ماجرا زیاد مهم نیست، هرچند که حدس زدنش هم خیلی دشوار نیست. تا همین‌جا را نقل کردم تا ببینیم که یک شرکت موفق هواپیمایی، از همین وقت‌شناسی‌های به ظاهر کوچک است که با این نظم و ترتیب و صلابت، به کار خودش ادامه می‌دهد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.